معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

51

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

* * * مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك * يك‌دو روزى قفسى ساخته‌اند از بدنم پيش اين قالب مردار چه كارست مرا * نيستم زاغ و زغن طوطى شكر شكنم اى نسيم سحرى بوى وصالش به من آر * تا من از شوق قفس را همه در هم شكنم اى خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر يار * به هواى سر كويش پروبالى بزنم بعد از آن فضيل گفت : يا داود سقف و ديوار اين خانه درهم شكسته به ترتيب امور « 1 » استحكام اين خانه قيام نماى « 2 » . گفت : اى فضيل عمارت دنيا از ترهات نفس و تمتّعات طبع است . و من در دنيا ازينها گريزم ، سوگند به عزّت و جلال حضرت احديّت جل ذكره كه مدت سى سال است كه من درين خانه متوطنم ، نظر بر سقف اين خانه به اختيار خود « 3 » نه انداخته‌ام ، و درين مدت ندانسته‌ام كه « 4 » اين خانه درست است يا شكسته . فضيل مىگويد كه داود را پيش ازين به‌غايت حسن و جمال ديده بودم و آثار صباحت « 5 » در جبين او پيدا بود تا در ميان مردم شهرت چنين يافته بود ، كه داود صاحب‌جمال‌ترين مردمست ، امروزش « 6 » چنين زار و نزار ديدم كه ضعيف‌ترين و ناتوان‌ترين مردم است . گفتم اى داود « 7 » ، در ايام جوانى گل حسن و جمالت در

--> ( 1 ) - د : به ترتيب مرور . ( 2 ) - د - ح : نمىنمائى . ( 3 ) - د : بىاختيار . ( 4 ) - د - ح : كه چوب اين خانه درست است . ( 5 ) - د : سباحت . ( 6 ) - د : چنان زار . ( 7 ) - د : بدون اى داود .